نقد نمایش نگاهم به دریاست تا کسی آب نبرد – امید الماسی نیا

????نقد نمایش “نگاهم به دریاست تا کسی آب نبرد”

???? نویسنده:رضا گشتاسب،

???? کارگردان: حسن سبحانی مینابی

???? منتقد: امید الماسی نیا
کارشناس هنرهای نمایشی

???? نمایش «نگاهم به دریاست تا آب نبرد » همانند سایر آثار رضا گشتاسب از فضای رئالیسم جادویی بهره می برد تا در آن، دنیا مردگان مرور شود. دنیایی که با تلفیق از باورها، عقاید، سنت ها گره خورده است و سعی دارد تا ما را از دروازه های واقعیت به دنیا ی خیالی خودشان بکشاند. دو دوست اهل جنوب به جنگ رفته اند و در جزیره ای کشته شده اند و هنوز روح آنها در آن جزیره باقی مانده است. قاسم عباس مردی که از همسرش جدا مانده و مدام نگران اوست و می خواهد هر به هر شکلی که مقدور است، باز گردد؛ اما نمی تواند. در رویاهای خود همسر جوان اش را می بیند که مدام به او سر می زند و از او می خواهد که به خانه برگردد، اما او نمی تواند چون سر پُست است و نمی تواند هنگام جنگ محل خدمت خود را ترک کند. همسرش مدام تکر را می کند که جنگ تمام شده است، اما او نمی پذیرد. از سوی دیگر زن اش معصوم نیز در رویاهایش با قاسم عباس حرف می زند و باور دار که شوهرش نمرده است. برای همین در ابتدا قاسم خود را در آبادی و در کنار همسرش و بعد در تقابل با مادرش می‌بیند و در نهایت می‌پذیرد که مثل بقیه کشته شده است.
حسن سبحانی بدون هیچگونه صحنه آرایی تنها با قرار دادن یه چهار چوب که می توان از آن به دروازه بین دنیا واقعیت و خیال که تاکیدی بر فضای خیالی گونه اجرایش است، قصه اش را پیش می برد. آغاز نمایش و حرکات فرم بدنی در همان لحظه نخست به ما می گوید که قدم در دنیای خیالی می گذارید. سپس دیالوگ ها آغاز می شود، شخصیت ها نیز در کلام از این فضا بی بهره نمی مانند؛ گشتاسب در این نمایشنامه از گزینه موتیف به خوبی استفاده می کنند و کارگردان با تیز هوشی تمام در زمانبدی مناسب تکرار ( ما مرده ایم ، کاش جنازه ام رو بتونن تشخیص بدن) ما را با واقعیت اشحاص نمایش که مرده اند و از دنیا مردگان با ما سخن می گویند روبه رو می کند. دیالوگ ها، رفت و آمدهای بریده بریده، حضور سه شخصیت از جنس اجنه که گاهی در لباس آدمیزاد ظاهر می شوند، همگی در راستای تقویت بخشیدن به فضایی جادویی موثر بوده اند. البته باید به صحنه مداحی هم اشاره کرد و جای این سوال مطرح می شود در کجای پیشبرد داستان قرار می گرفت؟ که اگر از جنبه‌های طنز و شوخی به آن نگاه کنیم تا فضا را تلطیف کند، امکان دارد به صورت صحنه ای اضافی به نظر آید. در ادامه می توان به طراحی لباس ها و استفاده صحیح از المان های بومی در طراحی اشاره کرد و همچنین به موسیقی اثر که تاثیرگذار و به فضا سازی اثر کمک بسزایی نموده بود.
در اجرا نیز بازیگران به شیوه درستی بازی می‌کردند و اینکه کمتر دستخوش احساسات می‌شدند و در پی ایجاد لحظاتی بودند که در آن مخاطب درگیر حس خاصی نشود. بازیگران هر یک به نوعی تلاش داشتند درستی را پیش روی مخاطبان به اجرا ‌گذارند و این در جهت یکدست بودن بازی ها قابل قبول و ستودنی است . در جمع‌بندی می‌شود گفت این نمایش، نمایشی در‌خور و قابل تامل است و قصد دارد تا ما را از مرگ نهراساند و تا جای ممکن آن را برای ما قابل تحمل تر کند.

????کانون منتقدان تئاتر استان هرمزگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *