نقد نمایش پنهان خانه ای در بادگیر – امید الماسی نیا

????نقد نمایش پنهان خانه ای در بادگیر

???? نویسنده : جعفر مویدی

????کارگردان: علی رحیمی شهواری

????منتقد: امید الماسی نیا
کارشناس هنرهای نمایشی

????نمایش «پنهان خانه ای در بادگیر» در فضای یک دادگاه می گذرد و نویسنده از همان ابتدا سعی دارد با پیش زمینه هایی که می دهد، با ایجاد گره و تعلیق از یک اتفاقی که در گذشته رخ داده است به مخاطب القاء کند که اتفاق دهشتناکی در شُرُف وقوع است. این پیش زمینه را با حرکت فرم و تند بازیگران نیز پر رنگ تر می کند.
موضوع نمایش «پنهان خانه ای در بادگیر» بر اساس یک واقعیت اجتماعی روز جامعه است که به قضاوت های عجولانه اشاره می کند. در روستایی جنوبی دختر و پسری در خانه ای محبوس می شوند و بعد در وضعیتی نامتعارف دستگیر و به نزد بزرگ روستا یا همان بابا زار برای قضاوت برده می شوند. در این میان دختر و پسر ( هرمز یار و دل آسا) سعی می کنند خود را از این مخمصه نجات دهند. نویسند با گره هایی که در روایت داستان ایجاد می کند، سعی دارد تا چالش های پیش روی کشف صحت اتفاق را بررسی کند و مخاطبان را به نوعی گمراه می کند که این می تواند یکی از ویژگی های متن به حساب آید؛ اما دختر و پسر در میان این همه تهمت و قضاوت در انتها به حقیقت صادقانه ای دست می یابند .
این نمایش در عین اینکه بازگو کننده مشکلات و معضلات اجتماعی و فردی است، در انتها می تواند به یک فاجعه ای جبران ناپذیر بدل شود. همانند خیلی از اتفاقاتی که در جامعه شاهد آن هستیم؛ اما در پایان بندی، به یک نمایش ملودرام تبدیل می شود. هر چند که ضرورتی دراماتیک در باز گشایی تعلیقی دیگر در اپایان نمایش احساس نمی شد. زیرا قصه با تصمیم هرمزیار و دل آسا به پایان خوش می رسد. هرچند که باید گفت تعلیق و گره ها و چالش های اضافی از انسجام متن و اجرا می کاهد و نمایش را به نوعی با تعدد موضوع و شعار زدگی دچار می کند، اما نویسنده در جایی دست از ادامه دادن بر می دارد تا دیگر اضافه گویی نکند و این خود بهترین تصمیم بوده است. همانند تصمیمی که دل آسا می گیرد و این خود موجب می گردد که زمان نمایش طولانی نشود. از سویی دیگر در اواخر نمایش با ورود خبرنگار، نویسنده قصد دارد تا تلنگری هم به اخبار و جریان سازی خبری در دنیا مجازی و سایر رسانه ها داشته باشد، که نقش مهمی در از بین بردن واقعیت ها دارند.
مسئله شاید بسیار بغرنج تر از این حرف ها باشد. موضوع تنها روایت چندگانه از یه اتفاق ساده نیست . همواره ما در عصر حاضر به دلیل وجود برخورد با خیلی از اخبار که از طریق رسانه های مجازی پخش می شود متحیر و حیران، در راه تفکیک واقعیت از دروغ هستیم که شاید هیچگاه توفیقی آن نصیبمان نشود. ما هر روز نسبت به گذشته دچار شک و تردید می شویم واقعیت ها رنگ می بازند و دروغ جای آن را می گیرد؛ و بعضاً دچار قضاوت های زود هنگام و به دور از واقعیت می شویم که شاید به یک اتفاق بدتر ختم شود. دغدغه اصلی نویسنده در این اثر اشاره به آدم هایی دارد که هر روز در حال قضاوت کردن دیگران هستند. ایضاً همه ی این مشکلات در عدم ارتباط واقعی نهفته است و این نیز موضوع مهمی است که سر منشا بسیاری از مشکلات و انحرافات نسل حاضر را در بر دارد.
درهر حال شاهد نمایش ساده، بی چالش و به دور از میزانسن های خاصی بودیم؛ بازی ها تقریبا در یک حد و نسبتا قابل قبول از آب در آمده بود و این نشان از تلاش کارگردان و گروه بازیگران است.
به لحاظ اجرایی نیز می توان استفاده از دو پله چوبی به عنوان خانه، بادگیر، توالت در فضا سازی را تحسین کرد. در انتها باید گفت ما شاهد نمایشی بودیم که به یکی از مسایل روز که شاید جز مسایل اجتماعی باشد که هر روز شاهد آن هستیم و همگی بی پروا در مورد یکدیگر به قضاوت می نشینم و این خود قابل جای تقدیر دارد.

????کانون منتقدان تئاتر استان هرمزگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *