نقد نمایش ” نام تمام مردگان یحیاست – منتقد: امید الماسی نیا

????نقد نمایش ” نام تمام مردگان یحیاست”

????نویسنده و کارگردان : کورش سلمانی

????منتقد: امید الماسی نیا
کارشناس هنرهای نمایشی

????زمانی که جنگی به پایان می رسد برای بازماندگان آن جنگ تازه جنگی دیگر آغاز می شود. جنگیدن با زمان. و این طاقت فرسات؛ زجر می دهد، پیر می کند و در آخر می کشد.
نمایش «نام تمام مردگان یحیاست» اثر کوروش سلمانی دهبارز به دنبال افرادی می گردد که با توجه به تمام شدن جنگ و گذر چندین ساله از آن، اما هنوز پیدا می شوند مادران و پدرانی که منتظر خبری حتی کوچک از فرزنداشان هستند. حتی یک تکه استخوان یا نصف پلاکی که نشانی از جگر گوشه شان را با خود بیاورد تا شاید در آسایش تن به خاک بسپارند. این مشکلات را نمی توان تنها به جامعه ای خاص نسبت داد. در کشورهایی که بستر جنگ بوده اند تا سالهای سال تبعات آن را شاهد خواهیم بود .
در این نمایش باید اول به طراحی صحنه اثر اشاره کرد که از فرم استخوان ها استفاده بهینه ای نموده بود و مدام به ما یاد آوری می کرد که تمام دنیای این آدمها همان انتظار چند تکه استخوان است که سالهاست چشم به راه آن نشسته اند. سبک نمادگرایانه طراحی صحنه، تنها به اشیا خلاصه نمی شد، بلکه فرم خانه ها با استفاده از چند تکه بلوک و کف صحنه ای که آغشته به خاک بود و مخاطب را در چند مرحله به خانه ، قبرستان و… می برد؛ بدون اینکه وقفه ای در کار رخ دهد.
در ادامه می توان به استفاده مناسب و تاثیر گذار از نور پردازی برای ارائه مفاهیمی همچون دلتنگی و گوشه گیری شخصیت های نمایش اشاره کرد، که این نیز از مزایای نمایش کوروش سلمانی دهبارز بود. سایه ها و رنگ هر کدام درست در جای خود به خوبی نقش شان را ایفا نمودند.
بازیگران هر کدام به درستی انتخاب و به ایفا نقش های خود پرداخته بودند و همین یک دست بودن در اثر بود که کار را به یک اثر یکنواخت و کسل کننده تبدیل نکرده بود. بازیگران در تلاش بیهوده به دنبال ادا و اطوار های فرمی بازیگری نبودند و سعی بر آن بود تا خود را نزدیک به این آدمها حس کنند تا مخاطب نیز در این تجربه کنارشان باشد و همین تلاش ها باعث دلگرمی بود تا مخاطب با اثر نمایش حاضر شعاری برخورد نکند. گرچه در پایان باز اثر، نویسنده حرف های شخصی خود را از زبان یکی از شخصیت های نمایشی باز گو می کرد اما بهرحال شاید نیاز بوده تا نویسنده یکی از قهرمانانش را واسطه کند تا از زبان وی از جنگی که هنوز در حال جریان است سخن بگوید.
چقدر زیبا و شاعرانه است مادری که به دنبال اعضا زنده ای می گردد برای جان بخشیدن به دلبندش اما باز ناکام می ماند و باید انتظار بکشد.

????کانون منتقدان تئاتر استان هرمزگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *