نقدی بر نمایش ” نام تمام مردگان یحیاست” – منتقد: دکتر بابک دهقانی

❇️نمایش ” نام تمام مردگان یحیاست”

????نویسنده و کارگردان : کورش سلمانی

????زمان اجرا : ۲۷ آبان ماه ساعت ۱۱ صبح

????منتقد: دکتر بابک دهقانی

????ادبیات به سه گونه تقسیم می شود: داستانی، نمایشی و ژورنالیستی
در نمایش نام تمام مردگان یحیاست، ادبیات نمایشی به خوبی به تصویر کشیده شده است. نمایشنامه روان، قدرت کلامی بازیگر را به ایشان اعطا نموده است. اما در مقابل خلاقیت درونی ایشان که همان هنر می باشد را از آنها گرفته است. در بده بستان ادبیات و نمایش چنین پیداست که بازیگران گاهاً غرق در کلام و زیبایی آن گردیده و بازی خود را به دست فراموشی می سپارند.
در بخش های مختلفی از نمایش “نام تمام مردگان یحیاست” تضادها و تقابل هایی را شاهد هستیم که سرانجام آن مشخص نیست. بازی کلیدی نمایش به دست شخص اول سپرده شده است و سایر بازیگران گرداگرد آن می چرخند و گویا منتظرند که حال ببینیم چه پیش می آید.
از جمله این تضادها و تناقض ها را می توان به حضور دو بنگاه دار زن و عدم رقابت با یکدیگر اشاره نمود. شخصیت شکننده، احساسی و پرپیچ و خم زن، در این نمایش از ابتدا از کوک تنظیم خارج شده و تا انتها نیز در ید کارگردانی قرار ندارد.
تفاوت و تناقض دیگری که در این نمایش به شدت چشم نواز است، رفتارهای مرد عربی است که گاه و بیگاه مخاطب را به اجتماعی گند و کثیف مملو از بی حرمتی و عدم اعتبار مردان در مقابل زنان می کشاند. با توجه به اجرای عموم و رسانه ای بودن تئاتر در فرهنگ و گویش ایرانی اسلامی، زبان بازی برای پیرمردی که زمینش را وقف امام حسین (ع) کرده است مناسب نیست و از نگاه منتقد این اثر هنری، هرچند که این زبان تند و گزنده تلنگری به وضعیت موجود در جامعه می باشد، بایستی تجدید نظری در ارائه آن صورت گیرد.
میزانسن به عنوان رکن اصلی نمایش و نشان دادن رفتارهای بازیگران جهت برقراری ارتباط به کار برده می شود. کارگردان حرفه ای میزانسن های ماهرانه ای را طراحی نموده تا بتواند افکار خود را به مخاطب نمایش دهد. در واقع در میزانسن کارگردان فضایی را که دوست دارد ترسیم نموده و در حالی که سعی دارد از مفاهیم عادی فراتر برود بایستی بر تماشاچی نیز تاثیر مثبت بگذارد. برخی از این میزانسن ها در اجرای نمایش نام تمام مردگان یحیاست به خوبی دیده می شود اما برخی میزانسن های بی مورد مرد عرب در صحنه و تکان هایی که فقط ذهن مخاطب را به جستجو وا می دارد، در مقابل ایستایی میزانسن در شخصیت زن فقط یک چیز را به ذهن تداعی می کند که زن همچون قدیسه ای باوفا نشسته و مرد با کار و تلاش به دور او می چرخد. یعنی آنچه که تاریخ به آن گواهی می دهد. اما گاه و بیگاه فریاد و تندخویی مردان نمایش به مثابه نشان دادن قدرت مذکر در برابر مونث می باشد.
دوگانگی کاذب در نمایش فراوان به چشم می خورد. تجربه دیداری آدمی در آموزش و یادگیری، از نظر فهم و رفتار ایشان نسبت به محیط است. لهجه و گویش متفاوت در پوشش و فرهنگ نون و سوراغ و مهیاوه را نمی توان چشم پوشید و همانطور که گفته شد نه تنها گاه و بیگاه عنان کار بازیگر زن و رفتار و حرکات ایشان مقابل مرد عرب با گویش و زبان فارسی روان و نشان دادن سن و سالش هماهنگ نیست، بلکه از دست کارگردان نیز خارج گردیده است و این تاثیرپذیری به واسطه کارگردانی بازیگر، بازی خود ایشان را تحت الشعاع قرار داده است.
در نهایت بخش های متفاوت متن بسیار جذاب و گیرا به نظر می رسید و نقدی را بر آن نمی توان وارد نمود. اما به نظر منتقد این اثر هنری استفاده از کارگردان در بازی این نمایش پیشنهاد نمی شود که شاید این به دلیل حساسیت کاری کارگردان در انتخاب بازیگر یا وفاداری به متن زیبایی است که خود تمایل به بازی آن را دارد، می باشد.

????کانون منتقدان تئاتر استان هرمزگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *